بیلز پاسگال در ژوئن سال 1623 میلادی در کلرمون فرانسه به دنیا آمد . او سومین فرزند و تنها سه سال سن داشت ، از دنیا رفت . اتین پاسگال قاضی محلی کلرمونو خود صاحب وجاهت علمی بود . در سال 1632 خانواده پاسگال که شامل پدر و چهار فرزند او می شد ، کلرمون را به قصد اقامت در پاریس ترک کرد . پدر بیلز دیدگاه های آموزشی نامتعارفی داشت و به این ترتیب تصمیم گرفت تا کار تعلیم پسرش را شخصاً مدیریت کند . برای آن که تکالیف سنگینی به وی تحمیل نشود ، او را در خانه آموزش دادند و برنامه آموزشی به گونه ای تنظیم شده بود که ابتدا تنها محدود به یادگیری زبان ها باشد و تا پانزده سالگی هیچ سخنی از ریاضیات به میان نیاید . به همین دلیل پدر تمام کتاب های ریاضی را از خانه خارج کرد . طبیعتاً این ممنوعیت حسس کنجکاوی کودک را برانگیخت و وی را واداشت تا به پرس و جو در این باره بپردازد . دوازده ساله بود که درباره دانش هندسه از معلم سرخانه خود سؤال کرد و وی آن را علم ساخت اشکال دقیق و تعیین نسبت های میان اجزاء گوناگون این اشکال معرفی نمود . بیلز که از مطالعه این دانش نهی شده بود ساعات بازی خود را به کشف ویژگی های فراوانی درباره اشکال هندسی نایل شود که از همه مهم تر اندازه گیری مجموع زوایای داخلی مثلث بود .
او برای این کار دایره ای رسم کرد و مثلث های گوناگونی را از کاغذ برید . بیلز رأس های زاویه های هر مثلث را بر مرکز دایره قرار می داد و با دوران دادن مثلث ، پهلوهای زاویه ها رابر هم منطبق می ساخت . او دریافت که جمع زاویه های داخلی هر مثلث برابر با دو زاویه قائمه (راست) است . پدر که به شدتتحت تأثیر استعداد شگفت انگیز این کودک قرار گرفته بود ، از تصمیم خود چشم پوشید و یک جلد از کتاب اصول اقلیدس را به وی هدیه کرد . بیلز با اشتیاق به مطالعه کتاب پرداخت و به زودی بر آن مسلط شد .
چهارده سالهبود که به همراه پدر در جلسات هفتگی هندسه دانان بزرگ فرانسه شرکت می جست . از این جلسات بود که در نهایت فرهنگستان علوم فرانسه شکل گرفت . در ژوئن سال 1639، بیلز پاسگال زمانی که شانزده سال داشت در یکی از جلسات مقاله ای ارائه داد که در آن شماری از قوانین هندسه پروژکتیو ، از جمله قضیه شش گوش اسرارآمیز مطرح شده بود .
در دسامبر سال 1639 خانواده پاسگال بار دیگر مهاجرت کرد . آنان پاریس را به قصد زندگی در روئن ترک کردند. اتین در این شهر به سمت تحصیلدار مالیاتی شمال نرماندی برگزیده شده بود .مدت کوتاهی پس از اقامت در این شهر در فوریه سال 1640 بلیزنخستین اثر خود با عنوان مقاله ای درباره مقاطع مخروطی به چاپ رسانید و برای کمک پدرش در جمع آوری مالیات ها ، نخستین ماشین حساب دیجیتال (رقمی) را ابداع کرد . او در فاصله سال های 1642 تا 1645 به مدت سه سال روی این طرح ابتکاری کار کرد . دستگاه وی که به پاسکالین نامیده شده است ، شباهت زیادی به ماشین های محاسبه مکانیکی دهه 1940 میلادی دارد . البته نمی توان پاسکال را نخستین مخترع ماشین های محاسبه دانست . زیرا پیش از او در سال 1971 شخصی به نام شیکارد دستگاه دیگری را ساخته بود . مشکل اصلی پاسگال یافتن راه حلی برای انجام محاسبات در سامانه پولی رایج فرانسه در آن زمان بود . در این سامانه هر لیور معادل 20 س.ل . هر سول معادل 12 دنیر محسوب می شد . تا سال 1799 میلادی این واحد های پولی در فرانسه رایج بودند . در بریتانیا نیز تا سال 1971 سامانه ای با روش های تزاید چندگانه رواج داشت . محاسبه با این روش ها نسبت به دستگاه دهدهی مرسوم دشواری های فنی فراوانی را به وجود می آورد . با این حال پاسگال بر مسائل متعدد غلبه کرد و تولید دستگاه های حسابگر در سال 1642 آغاز شد . تاریخ نگاری به نام آدامسون ، نوشته : " در سال 1652 ، پنجاه و دو پیش نمونه ( از ماشین حساب های پاسگال ) ساخته شده بود ولی تنها تعداد اندکی از آن ها به فروش رفت . در نتیجه در همان سال تولید آن ها متوقف گردید . "
وقایع سال 1642 برای پاسگال جوان اهمیت زیادی داشت . در آن سال پای پدرش مجروح شد و او به ناچار در منزلش بستری شد . دو برادر جوان که از پیروان یک جنبش مذهبی مسیحی بودند ، مراقبت از وی را بر عهده گرفتند . آن دو تاثیر شگرفی بر بیلز گذاشتند و این تاثیر در او روحیه ای عمیقا مذهبی به وجود آورد .
در همین دوره بود که او آزمون های گوناگونی را زمینه بررسی فشار جو انجام داد و در ضمن آن ، آزمایش های توریچلی را تکرار کرد . در این آزمایش می شد فشار جو را به صورت ارتفاع ستونی از جیوه که داخل یک لوله شیشه ای به صورت ارتفاع ستونی از جیوه که داخل یک لوله شیشه ای با یک انتهای مسدود قرار داشت ، تخمین زد . او در نقاطی با ارتفاع یکسان روی یک تپه به قرائت ارتفاع جیوه پرداخت و اثبات کرد که فشار جو در نقاط هم ارتفاع مشابه است . به این ترتیب وی نظریات خود را درباره علل تغییرات باترومتریک مورد اثبات رسانید . در بیست و سوم سپتامبر همان سال رنه دکارت به ملاقات او شتافت . این دیدار که به مدت دو روز ادامه یافت به بحث درباره خلاً که دکارت اعتقادی بدان نداشت ، گذشت . دکارت در نامه ای که به دنبال این رویداد ، در ژوئن سال 1647 برای دانشوری به نام کارکاوی نوشته است : " این من بودم که دو سال پیش او را به انجام این کار ترغیب کردم . زیرا گرچه خود اقدام به آن نکره بودم ولی درباره موفقیت آن تردیدی نداشتم . "
پاسکال در اکتبر سال 1647 نتایج آزمون هایی را که مربوط به خلاً بودند منتشر ساخت و این کار آتش اختلافات را با آن دسته از دانشمندان که همانند دکارت مخالف بودند ، دامن زد .
او در آگوست 1648 مشاهده کرد که فشار جو با افزایش ارتفاع کاهش می یابد و نتیجه گرفت که در ناحیه فوقانی جو خلاً حاکم است . در این مورد هم دکارت در نامه ای خطاب به کریستیان هویگنس ، ناجوانمردانه می نویسد : " ... اگر خلاًیی هم باشد در کلمه خود پاسکال است. "
|
پاسکال نظریه احتمالات را طی مکاتبات خود با فرما بنیان گذاری کرد . این مکاتبات شامل پنج نامه بود که در تابستان سال 1654 مبادله شدند . آنان به مسئله تاس که قبلا توسط کاردان مورد بررسی قرار گرفته بود ، توجه کردند و نیز مسئله نقاط را که توسط کاردان و در همان مقطع زمانی توسط پاسیولی و تارتاگلیا مورد بررسی قرار گرفته بود ، مطالعه کردند . در این مسئله تاس این پرسش مطرح می شود که شخص باید چند بار تاس بریزد تا جفت شش بیاورد . در مقابل مسئله نقاط به این سوال پاسخ داده می شود که اگر بازی با تاس ها ناقص بماند چطور باید پول شرط بندی را تقسیم کرد . آن دو موفق شدند تا مسئله نقاط را برای یک بازی دو نفره حل کنند ولی برای حل آن در یک بازی سه نفر و یا بیشتر روش های ریاضی چندان توانمندی به دست ندادند . طی این مکاتبات بود که پاسکال ناخوش شد . او در یکی از نامه های خود به فرما به تاریخ جولایسال 1654 نوشته شده است ، می گوید : " ... من هنوز بستری هستم و باید بگویم که دیروز عصر نامه شما به دستم رسید . " |
در سال 1650 زمانی که پاسگال در اوج پژوهش های علمی خود قرار داشت به ناگهان موضوع مورد علاقه خود را کنار گذاشت و به مطالعات مذهبی روی آورد . یا چنان که خود نوشته است : " به تفکر در عظمت و انحطاط بشر پرداخت. " . در همین زمان بود که او جوان ترین خواهر خود را به پیوستن به انجمن پورت رویال تشویق کرد .
اتین پاسگال در سپتامبر 1651 میلادی از دنیا رفت . در نامه ای که به دنبال این واقعه توسط بیلز به یکی از خواهرانش نوشته است ، برداشت عمیق او از مرگ به طور اعم و مرگ پدرش به طور اخص بر اساس تعالیم مسیحیت کاملاً مشهود است . عقایدی که او در اینجا مطرحکرده است در شکل گیری مبانی کار فلسفی آینده وی که در اثری به نام پنسِس شرح داده شده اند ، موثر بوده است . او در سال 1653 مجبور شد تا مدیریت املاک پدرش را برعهده بگیرد . در این زمان او توانست به زندگی سابق خود بازگردد و این بار آزمون های زیادی را درباره فشار اعمال شده از سوی گازها و مایعات انجام دهد . طی همین دوره بود که او مثلث محاسباتی را که پیش تر توسط ریاضی دان بزرگ ایرانی حکیم عمر خیام شرح داده شده بود ، بار دیگر مطرح کرد و موفق شد تا به همراه پی یر فرما حساب جامعه و فاضله و احتمالات را ابداع کند . او در اندیشه ازدواج بود که بار دیگر حادثه ای بر زندگی اش تاثیری شگرفت گذاشت و وی را به سوی مذهب سوق داد . در بیست و سوم نوامبر سال 1654 هنگامی که پاسگال بر درشکه ای چهار اسبه سوار بود ، اسب ها رم کردند . دو نفر سورچی از نرده پل نوییلی به رودخانه سن پرت شدند و خود او نیز به نحوی معجزه آسا از مرگ حتمی نجات یافت . او که همواره بخشی از ابعاد وجودش آمیخته به اسرار بود ، این واقعه را فراخوانی ماورایی برای ترک امور دنیوی تلقی کرد . بی درنگ شرحی از ماجرا را بر قطعه ای کاغذ پوستی نوشت و پس از آن در تمام عمر روی قلب خود جای داد تا همواره میثاق الهی خویش را به یاد آورد . پاسکال اندک زمانی بعد به پورت رویال نقل مکان کرد و تا سال 1662 که از دنیا رفت در همان جا به زندگی پرداخت .
در پورت رویال وی مراجعات مکرری به صومعه یانسنیست ها داشت و نامه هایی پی در پی را درباره مسایل مذهبی منتشر ساخت . این نامه ها در فاصله های سال های 1656 و 1657 بدون ذکر نام و در دفاع از دوستی به نام آنتونی آرنولد نگاشته می شدند . آرندولد از طرفداران ژزوییت ها و مدافع یانستیسم به شمار می رفت که به دلیل فعالیت های مذهبی متناقض در پیشگاه استادان الهیات پاریس در حال محاکمه بود . مشهورترین اثر پاسکال در باب فلسفه رساله ای با عنوان پنسِس است . این رساله مجموعه ای اندیشه های شخصی وی را درباره رنج های بشریت و ایمان به خداوند در بر می گیرد . پاسگال کار نگارش پنسِس را در اواخر سال 1656 آغاز کرد و طی سال های 1657 و 1658 آن را به اتمام رسانید . در این اثر اندیشه ای مطرح شده است که از آن با عنوان شرط بندی پاسکال یاد می شود . او مدعی است که به این ترتیب منطقی بودن ایمان به خداوند ثابت می شود . بر اساس این بحث : " اگر خدایی وجود نداشته باشد فرد معتقد چیزی را از دست نخواهد داد . ولی اگر خداوند وجود داشته باشد شخص بی اعتقاد همه چیز خود را خواهد باخت . " پاسکال در طرح این مسئله از مباحث مربوط به احتمالات و ریاضیات سود جسته است و در نهایت چنین نتیجه می گیرد که " ...ما در هر حال چاره ای جز دست زدن به این قمار نداریم . "
به تدریج مطالعه بی وقفه سلامت بیلز پاسکال را که اصولا از ثبات چندانی برخوردار نبود ، به خطر انداخت . او از سن هفده یا هجده سالگی به بی خوابی و سوهاضمه حاد مبتلا شد . در سال 1658 کار به جایی رسید که شب هنگام روی تخت دراز می کشید و به جای خوابیدن ، از شدت درد به خود می پیچید . در این هنگام بود که بار دیگر اندیشیدن به مسائل دشوار علم ریاضی را در فواصل بی خوابی و درد آغاز کرد . تنها کاری که پاسکال در دوران بازنشستگی خود در پورت رویال در زمینه دانش ریاضی انجام داد ، مقاله ای بود که در سال 1658 درباره سیکلوئیدها نگاشت . جرقه ی این اندیشه زمانی به ذهن او رسید که او مشغول تحمل یکی از آن شب های آزار دهنده بود و بی درنگ پس از آن دندان دردی که وی را عذاب می داد ساکت شد .او این واقعه شگفت را پیامی الهی تلقی کرد که وی را به پی گیری راه حل مسئله سوق داده است و به دنبال کار را آغاز کرد . پاسکال گاه تا هشت ساعت در شبانه روز کار می کرد و حاصل این کار بی وقفه ارائه شرحی کامل و قابل قبول از هندسه سیکلوئیدی بود . او پس از آن دیگر علاقه چندانی به علوم از خود بروز نداد و سال های واپسین عمر خویش را وقف کمک به فقرا و شرکت در مراسم کلیسایی کرد . پاسکال در سن سی و نه سالگی ، پس از تحمل دردهای وحشتناکی که بر اثر گسترش غده بدخیم رشد یافته در معده اش به وجود آمده بودند ، از دنیا رفت .
|
پاسکال مثلث حسابی موسوم به خیام – پاسکال را در سال 1653 به کار گرفت . ولی تا سال 1665 هیچ شرحی از آن به چاپ نرسانید . این مثلث به این صورت ترسیم می شود که در آن هر خط افقی شامل مجموعه اعدادی است که مقدار هر یک از آن ها برابر با حاصل جمع عدد واقع در سمت چپ آن با سایر اعداد بالاتر ، تا راس ستون مربوط است . 1 1 1 1 2 1 1 3 3 1 1 4 6 4 1 1 5 10 10 5 1 1 6 15 20 15 6 1 برای نمونه عدد 20 در جدول برابر است با : 10 + 6 + 3 + 1 . اعداد هر خط مجموعه ای را تشکیل می دهند که امروزه آن ها را اعداد فیگوره می نامیم . برای نمونه اعداد موجود در خط یکم را اعداد ردیف یکم می نامیم . اعداد خط دویم را اعداد ردیف دویم یا اعداد طبیعی می نامیم و به همین ترتیب اعداد ردیف سوم ، چهارم و ... را داریم . به راحتی می توان نشان داد که اعداد اِم اُم از خط اِن اُم عبارت است از : (m + n – z)! / (m - 1)! (n - 1)! مثلث خیام - پاسکال در هر ردیف مورد نظر با رسم خط موربی ضرایب بسط یک دو جمله ای را به دست می دهند . برای نمونه اعداد موجود در خط مورب پنجم که عبارت است از 1 ، 4 ، 6 ، 4 و 1 می باشند ، ضرایب بسط عبارت 4 (a + b) می باشند . پاسکال از مثلث خود برای منظور نیز استفاده کرده است . |
او را چنین توصیف کرده اند :
"... مردی میانه قامت با صدایی رسا و خصلتی سلطه جو ... که بخش اعظم زندگی خود را در دوره بزرگسالی با رنج های فراوان گذراند . همواره سلامتی شکننده ای داشت و حتی در روزهای جوانی نیز دچار میگرن می شد ."
ونیز شخصیت او را چنین خلاصه کردند : " محتاط ، سرسختانه محافظه کار ، کمال گرا ، ستیزه جو تا حدی قلندری سنگدلانه و با این حال علاقه مند به فروتنی و بی آزاری . "
او که یک ریاضی دان ، فیزیک دان و سخنران بلیع مذهبی بود ... از انبوه استعداد های خدادادی خود شرمناک می نمود . گفته اند که آن چه او را از کشف حسابان بسیار خرد باز داشت ، جهت گیری ذهنی بسیار سخت آن بوده است .
بخش ابعاد شخصیتی و یافته های این مرد بزرگ همواره هاله ای از اسرار قرار داشته اند ، چنان که وی خود درباره کشف های خود می نویسد : " در کنار هستی من گردابی است که شما آن را نمی بینید . من هر آن چه را که می خواهم از درون آن بیرون می آورم و به این گونه است که موفق به حل مسائل بزرگ می شوم . "
او در 19 آگوست سال 1662 در سن سی ونه سالگی از دنیا رفت .


