تبليغاتX
.:. افـکار خوشمزه .:.
جبران خلیل جبران

« درباره فرزندان »

 

آنگاه زنی که کودکی در آغوش داشت گفت :

 

              با ما از فرزندان سخن بگو.

 

و او گفت:

 

           فرزندان شما ، فرزندان شما نیستند.

 

           آن ها پسران و دخترانِ خواهشی هستند که

 

زندگی به خویش دارد.

 

           آن ها به واسطه ی شما می آیند ، اما نه از شما ،

 

          و با آنکه با شما هستند ، از آنِ شما نیستند.

 

 

 

          شما می توانید مهرِ خود را به آنها بدهید ،

 

اما نه اندیشه ی خود را ،

 

         زیرا که آن ها اندیشه های خود را دارند.

 

         شما می توانید تنِ آن ها را در خانه نگاه

 

دارید ، اما نه روحشان را ،

 

         زیرا که روحِ آن ها در خانه ی فرداست ، که شما را

 

به آن راه نیست ، حتی در خواب.

 

        شما می توانید بکوشید تا مانندِ آن ها باشید ،

 

اما مکوشید تا آن ها را مانندِ خود سازید.

 

         زیرا که زندگی واپس نمی رود و در بندِ

 

دیروز نمی ماند.

 

 

        شما کمانی هستید که فرزندانتان مانندِ تیرِ زنده ای

 

از چله ی آن بیرون می جهد.

 

        کمانگیر است که هدف را در مسیرِ نامتناهی

 

می بیند ،و اوست که با قدرتِ خود شما را خم

 

می کند تا تیرِ او را تیز پَر و دوررس به پرواز

 

در آورید.

 

         بگذارید که خم شدنِ شما در دستِ کمانگیر

 

از روی شادی باشد؛

 

         زیرا او هم به تیری که می پَرد مهر

 

می ورزد و هم به کمانی که در جا می ماند.

 

 

 

برگرفته از کتاب « پیامبر »

 

Link نوشته شده توسط هابیل| | موضوع: ◄جبــران خــلیـل جـبـران