برنارد شاو
يك روزنامه نگار جوان از برنارد شاو درباره نمايشـنامه جديد اوكه هنوز منتشرنشده بود توضيحاتي خواست . برناردشاو گفت:
-دلـتان مي خواهد من سناريوي كمدي جديد خود را براي شما بگويم؟ بسيار خوب گوش كنيد:
پرده اول:
مرد از زن مي پرسد:
-آيا مرا دوست ميداري؟
زن جواب مي دهد:آري ؛ ترا مي پرستم.
پرده دوم:
مرد از زن مي پرسد:
-آيا مرا دوست ميداري؟
زن جواب مي دهد:آري؛ ترا مي پرستم.
پرده سوم:
مرد از زن مي پرسد:
-آيامرا دوست ميداري؟
زن جواب مي دهد: آري؛ ترا مي پرستم.
…
وپرده مي افتد...
خبرنگاربيچاره مات و متحير شد و زيرلب گفت: ولي استاد اينكه لطف وانتريكي ندارد؟
برنارد شاو گفت: اما لطف وانتريكیش دوست عزيزم، دراينست كه درتمام پرده هاي نمايش زن عوض نمي شود، همان يك زن است ولي مرد در هر پرده نمايش عوض مي شود وهردفعه مرد ديگري است.
Link نوشته شده توسط هابیل| | موضوع: ◄جـورج بـرنـارد شـاو

