جــبران خلیل جــبران
آن زمان که با اندیشه خود عزم آشتی کنید,سخن آغاز می گردد.
دانش به تمامی بیهودگی است مگر به نام عشق,مگر عشق در میانه باشد.
آری شما خوبید بدان هنگام که روی به ایثار نمایید.
دوستی را به طلب هیچ مقصودی نخواهید,مگر اعتلای روح.
جامه های شما زیبایی تان نهان تواند کرد اما زشتی تان را هرگز.
به رویاها ایمان بیاورید که دروازه های ابدیت اند.
کار با عشق چه باشد؟ بنیاد خانه ای همه از نازک دلی و شور,تا که ماوای معشوق باشد.
زندگانی و مرگ یگانه اند همچون رودخانه و دریا.
زندگی نه واپس رود و نه در انتظار دیروز درنگ کند.
عشق ژرفای خود نمی شناسد مگر به وقت فراق.
گذر فصل های احساس را بر خود پذیرا شوید همچنان که توالی فصول را بر مزارعتان.
روح خود را مجال دهید تا گفتار,لب ها و زبانتان را هدایت کند.
خانه هاتان مباد که لنگر باشد,دکلی باد محور بادبان.
Link نوشته شده توسط هابیل| | موضوع: ◄جبــران خــلیـل جـبـران
دکـتر عـلی شریـعـتی
در ممـلکتي کـه فـقط دولـت حـق حـرف زدن را دارد، هـيچ حرفـي را بـاور نـکنيد.
Link نوشته شده توسط هابیل| | موضوع: ◄عـلی شریعــتی

