وی همه را از پیامدهای ناشی از آموزش خود شگفت زده کرد. طبق شیوه آموزشی خانم کالینز، دانش آموزان سال دوم با سوفوکلوس، لانگفلر و کیپلینگ آشنا می شوند و شاگردان کلاس سوم درباره لاتین، تولستوی و چاسر مطالعه می کنند و همگی، اطلاعاتی از شکسپیر دارند.
تمامی مدارسی که بر پایه معیارها و نظرات خانم کالینز مشغول فعالیت هستند، دارای ارزش و اعتبار فراوانی می باشند. خود او وقتی که در دوران رشد و بلوغ به سر می برد و می بایست با ناملایمات عصر خویش به نبرد برخیزد، از مادرش می شنید: «یادت نرود تو از خانواده ای هستی که کار و تلاش سخت را نصب العین خویش قرار داده و پیوسته به اهدافشان نائل شده اند» .
خانم کالینز با یادآوری خاطرات گذشته می گوید: «حتی زمانی که به دانشکده می رفتم، مادرم پیوسته برایم یادبرگ ها (کارت پستال ها)یی می فرستاد و آن جمله ها را بالای آن می نوشت. آن پیام در ذهنم به ثبت رسیده و هنوز تا امروز هم به یاد دارم» .
او می گوید خواسته و انتظارات والای پدر و مادرش یکی از عوامل و دلایل تلاش او می باشد. وی در این زمینه اظهار می دارد: «همانگونه که شما هرگز به کمک نقشه می سی سی پی نخواهید توانست به نیویورک برسید، کودکان هم باید بدانند که مقصدشان کجاست. در حقیقت آنها به یک نقشه ذهنی احتیاج دارند. یکی از روش های ترغیب به اندیشیدن درباره آینده این است که اهداف خانوادگیش را معین کند. کالینز از پدران و مادران می خواهد که ضمن نگارش جمله ای، آرمان های خانواده شان را طی آن بیان دارند. وی می گوید:« واژه ها نیروبخش اند. هنگامی که به مدرسه گام می نهید، روح برتری را حس می کنید ».
خانم کالینز در مقام یک مربی اعتقاد دارد:« وظیفه عمده من این است که هیچ شاگردی را نادیده نگیرم بلکه بکوشم دانش آموز ضعیفی را کمک کنم تا به دانش آموزی خوب و ایده آل بدل گردد و شاگرد خوبی را ممتاز گردانم »
